شبی خواب دیدم با خدا کنار ساحل قدم می زنم ، رد پای هردوی ما روی ساحل بود . وقتی برگشتیم و به گذشته نگاه کردم دیدم در موقع سختی فقط یک رد پا روی ساحل است . پس به خدا نگاه کردم و گفتم خدایا چرا در موقع سختی مرا تنها گذاشتی ؟ خداوند لبخندی زد و گفت : مخلوق من تو در آن موقع بر دوش من بودی !


ارسال توسط مصطفی در جمعه 22 مهر‌ماه سال 1390 با 0 نظر