ادامه مطلب ...
شکوه تخت جمشید اولین فیلم مستند ایرانی است که با اتکا به شیوه دیجیتال انیمیشن ساخته شده است. این فیلم که با سرمایه خصوصی تولید شده است یک تولید ارزشمند و اثری پیشگام است. تقریبا نیمی از فیلم متکی به تصویرسازی دیجیتالی است و بیینده در برابر تصویرهایی که در آنها ویرانه های تخت جمشید به کاخ های زیبا و غول پیکر تبدیل می شوند احساس اعجاب می کند.
در این مستند فوق العاده زیبا با بازسازی ۳ بعدی تخت جمشید و استفاده از ایران شناسان برجسته کشورهای اروپایی و امریکایی و بهره گیری از کتابهای معتبر تاریخی دنیا حقایقی از حکومت هخامنشیان و فعالیت های چشمگیر شاهان هخامنشی مطرح می شد که می تواند تن هر ایرانی را به لرزه درآورد.
از کاخ های بازسازی شده در این فیلم گاه یکی دو سه ستون باقی مانده است و گاه ردیفی از پایه ستون هایی که تنها طرحی مبهم از اصل به دست می دهند. برای بازساختن این کاخها و مجموعه تخت جمشید مطالعات بسیاری از باستانشاسان دستمایه کار بوده است. گروهی از برجسته ترین آنها مانند علیرضا شاپور شهبازی، عباس علیزاده، ریچارد فرای و چند تنی دیگر در این فیلم حضور دارند و به معرفی قسمت های مختلف تخت جمشید می پردازند.
فرزین رضائیان تهیه کننده و کارگردان این فیلم که مدت ها در آمریکا زیسته است برای تهیه این فیلم از یاری بسیاری از کارشناسان آمریکایی، بریتانیایی و فرانسوی بهره برده است و به مهمترین موزه های جهان مانند لوور، آرمیتاژ، متروپولیتن نیویورک و مانند آن ها برای تهیه عکس و فیلم مراجعه کرده است.
فیلم همان طور که در گفتار آن نیز آمده است با اینکه متکی بر داده های باستان شناختی است از عنصر تخیل نیز بهره برده است. طبیعی است که اطلاعات ما از روزگار هخامنشیان چندان کامل نیست که بازسازی تخت جمشید بتواند بی کم و کاست صورت گیرد. آنچه در اینجا می آوریم ملاحظاتی است که گرچه داده های باستانشناختی را لحاظ می کند اما در استفاده از عنصر تخیل و ترتیب داده ها و اولویت آنها پیشنهادهای دیگری در بردارد که برخی از آنها می توانست در همین فیلم نیز انجام شده باشد اما نگاه باستانشاختی صرف و احتمالا محدودیت امکانات فنی مانع از آن شده است.
از یک نگاه کلی، فیلم بیشتر بر داده های باستانشناختی اتکا دارد تا داده های اسطوره شناختی. به نظر می رسد که خلاهای باستانشناختی فیلم را بسیار دست به عصا کرده و در بسیاری موارد آن را به تصویر سه بعدی از نقوش دوبعدی تخت جشید تبدیل کرده است. در واقع، از عنصر تخیل و اسطوره شناسی به اندازه ای که شایسته بوده استفاده نشده است.
ادامه مطلب ...
در سال ۵۵۳ پ.م. کوروش بزرگ، همهٔ پارسها را بر علیه ماد برانگیخت. در جنگ بین لشکریان کوروش و ماد، چندی از سپاهیان ماد به کورش پیوستند و در نتیجه سپاه ماد شکست خورد. پس از شکست مادها، کورش در پاسارگاد شاهنشاهی پارس را پایهگذاری کرد، پادشاهی او از ۵۳۹-۵۵۹ پ.م. است.
کورش بزرگ که پادشاهی ماد را به دست آورد و برخی از استانها را به وسیله نیروی نظامی پیرو خود ساخت، همان سیاست کشورگشایی را که هووخشتره آغاز نموده بود، ادامه داد.
کورش بزرگ دارای دو هدف مهم بود: در باختر تصرف آسیای صغیر و ساحل دریای مدیترانه که همهٔ جادههای بزرگی که از ایران میگذشت به بندرهای آن میرسید و از سوی خاور، تأمین امنیت.
در سال ۵۳۸ پ.م. کورش بزرگ پادشاه ایران، بابل را شکست داد و آن سرزمین را تصرف کرد و برای نخستین بار در تاریخ جهان فرمان داد که هر کس در باورهای دینی خود و انجام آیین دینی خویش آزاد است، و بدینسان کورش بزرگ قانون سازگاری بین دینها و باورها را پایهگذاری کرد و منشور حقوق بشر را بنیان نهاد. کورش به یهودیان دربند در بابل، امکان داد به سرزمین یهودیه باز گردند که شماری از آنان به ایران کوچ کردند.
ادامه مطلب ...
کوروش، ملقب به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر (به پارسی باستان:
) همچنین معروف به کوروش دوم، نخستین پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی بود. کوروش به مدت سی سال، از سال ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر ایران سلطنت کرد.[۲]
دربارهٔ کوروش تمام مورخین توافق دارند که شاهی بود با عزم، عاقل و مهربان که در موارد مشکل به عقل بیش از قوه متوسل میشد و برخلاف پادشاهان آشور و بابل، با مردم مغلوب رئوف و مهربان بود.[۳] جنگ و بوی خون او را برخلاف فاتحان دیگر مغرور نکرد و رفتار او با پادشاهان مغلوب لیدیه و بابل سیاست تسامح او را بخوبی نشان میدهد.[۴] با پادشاهان مغلوب به اندازهای مهربانی میکرد که آنها دوست کوروش شده و در مواقع مشکل به او یاری مینمودند. با مذهب و معتقدات مردم کاری نداشت بلکه برای جذب قلوب ملل آداب مذهبی آنها را محترم میداشت. شهرها و ممالکی که در تحت تسلط او در میآمدند، هیچگاه معرض قتل و غارت واقع نمیشدند. [۵] آنچه درباب وی برای مورخ جای تردید ندارد، قطعاً این است که لیاقت نظامی و سیاسی فوقالعاده در وجود او، با چنان انسانیت و مروتی در آمیخته بود که در تاریخ پادشاهان شرقی پدیدهای بهکلی تازه به شمار میآمد.[۶] کوروش از ذکر عناوین و القاب احتراز داشت، در کتیبههایی که از او مانده، این عبارت ساده خوانده میشود، من کوروش شاه هخامنشی هستم. حال آنکه شاهان دیگر خود را خدا میخواندند.[۷]
ایرانیان کوروش را پدر[۸] و یونانیان او را سرور و قانونگذار مینامیدند[۹] و به وی به چشم یک فرمانروای آرمانی مینگریستند.[۱۰] یهودیان این پادشاه را، به منزله مسیح پروردگار به شمار میآوردند،[۱۱] ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک میدانستند.[ادامه مطلب ...